پرگار | گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان

خانه
دسته‌بندی‌ها
جستجو
سبد خرید
ورود

پرگار | گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان

شنبه، ۱۱ شهریور ۱۴۰۲

گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان با دو نام شناخته می‌شود: گنبد خاکی و گنبد تاج‌الملک. این بنا در سال ۱۰۸۸ میلادی، در میانه‌ی دوره‌ی سلجوقی، ساخته شده است. از بیرون شاید چندان چشمگیر به نظر نرسد؛ اما ماجرا از لحظه‌ای آغاز می‌شود که وارد بنا می‌شوید و سرتان را بالا می‌گیرید.

جِی بانر، پژوهشگری که سال‌ها روی هندسه‌ی معماری اسلامی مطالعه کرده، در همین فضای نسبتاً کوچک هفت نقش هندسی متمایز را شناسایی کرده است؛ نقش‌هایی که در هشت طاق‌نمای فرورفته اجرا شده‌اند. بر اساس آنچه امروز می‌دانیم، چند مورد از این طرح‌ها نخستین نمونه‌های شناخته‌شده‌ی نوع خود در جهان اسلام هستند: نخستین طرح با تقارن پنج‌تایی و ستاره‌ی ده‌پر، نخستین طرح با تقارن هفت‌تایی و همچنین نخستین نمونه‌ای که به‌جای استفاده از دستگاه‌های آماده، بر پایه‌ی یک ماتریس شعاعی شکل گرفته است.

اما «دستگاه» در اینجا به چه معناست؟

استادکاران آن دوره برای طراحی و اجرای نقوش هندسی، مجموعه‌ای از قواعد و الگوهای مشخص در اختیار داشتند. در مجموع، پنج دستگاه اصلی شناخته شده بود: دستگاه چندضلعی‌های منتظم، دو دستگاه چهار‌تایی، دستگاه پنج‌تایی و دستگاه هفت‌تایی. هر دستگاه در واقع نوعی جعبه‌ابزار هندسی بود؛ مجموعه‌ای از قطعات با اضلاع هم‌اندازه که می‌توانستند در کنار یکدیگر قرار بگیرند و شبکه‌ها و نقش‌های پیچیده‌ای بسازند.

اهمیت تقارن‌های پنج‌تایی و هفت‌تایی دقیقاً از همین‌جا روشن می‌شود: ساختن آن‌ها آسان نیست. یک پنج‌ضلعی منتظم نمی‌تواند به‌تنهایی صفحه را بدون ایجاد شکاف پر کند؛ هفت‌ضلعی منتظم نیز همین مشکل را دارد. بنابراین، اگر استادکاری می‌خواست ستاره‌ای ده‌پر یا چهارده‌پر را روی دیوار اجرا کند، باید قطعات واسطی طراحی می‌کرد و شبکه‌ای به وجود می‌آورد که شاید در نگاه اول دیده نمی‌شد، اما تمام اجزای نقش را در جای خود نگه می‌داشت. گنبد خاکی یکی از نخستین نمونه‌های شناخته‌شده‌ای است که چنین راه‌حلی را به کار گرفته؛ تقریباً یک قرن زودتر از نمونه‌های مشابه در نقاط دیگر.

برای دانش‌آموزان هندسه، یک نکته‌ی جالب دیگر هم وجود دارد: در پنج‌ضلعی منتظم، نسبت طول قطر به طول ضلع دقیقاً برابر با عدد طلایی (φ) است؛ یعنی حدود ۱٫۶۱۸. به بیان دیگر، هر استادکاری که با دستگاه پنج‌تایی کار می‌کرد، در عمل با نسبت طلایی سروکار داشت؛ حتی اگر نام یا مفهوم «عدد طلایی» را نمی‌شناخت.

خودِ سازه نیز به اندازه‌ی نقش‌های آن قابل توجه است. تبدیل یک پلان مربع در پایین به دایره‌ی گنبد در بالا، مسئله‌ای پیچیده در هندسه و معماری است. در این بنا، این گذار با استفاده از مقرنس و اسکنج‌های حساب‌شده حل شده است. از سوی دیگر، آجرکاری تزیینی معروف به بنّایی نیز نقش مهمی دارد؛ روشی که در آن آجرها هم‌زمان دو وظیفه انجام می‌دهند: هم بار سازه را تحمل می‌کنند و هم خودِ نقش و تزیین بنا را شکل می‌دهند.

از نگاه بانر، کمتر بنایی را می‌توان یافت که در تاریخ شکل‌گیری و تحول هندسه‌ی اسلامی به اندازه‌ی گنبد خاکی اهمیت داشته باشد. این گنبد کوچک، در واقع یکی از نقاط عطفی است که نشان می‌دهد چگونه هندسه از یک ابزار ساده برای ساخت‌وساز، به زبانی پیچیده برای طراحی و تزیین معماری تبدیل شد.

برای مطالعه‌ی بیشتر:

Jay Bonner, «The Historical Significance of the Geometric Designs in the Northeast Dome Chamber of the Friday Mosque at Isfahan», Nexus Network Journal (Springer)

https://link.springer.com/article/10.1007/s00004-015-0275-3